خانه / مقالات و تفاسیر / خلاصه تفسیر سوره انفال و توبه (شب دهم رمضان ۱۴۳۹)
خلاصه تفسیر سوره انفال و توبه (شب دهم رمضان ۱۴۳۹)

خلاصه تفسیر سوره انفال و توبه (شب دهم رمضان ۱۴۳۹)

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِکُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ [الأنفال : ۱] جزء دهم الحمدلله امشب که شب دهم است در تراویح به اتمام رسید ، سوره انفال به پایان و سوره توبه هم خوانده شد و مقداری از آن ماند.

این دو سوره مطالب مهم و اساسی و موضوع جهادی را فرموده است. دو غزوه عظیم و تاریخی و ماندگار آن حضرت صلی الله علیه و سلم یکی به نام غزوه بدر که در ۲ هجری ۱۷ ماه رمضان به وقوع پیوست  و دیگری غزوه تبوک است.

(قَدْ کَانَ لَکُمْ آیَهٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتَا فِئَهٌ تُقَاتِلُ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَأُخْرَى کَافِرَهٌ یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ)  ۱۷ رمضان مردم مکه آمدند در بدر و در میدان این دو لشکر مسلمانان و کفار عبرت و درس بزرگی برای اهل ایمان و کفر است ، جماعت رسول الله که می جنگیدند در راه الله این تایید بزرگ رب العالمین بود.

گروه دوم کافر بودند که تعداد آنها زیاد و تعداد مسلمانان کم بود ( وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌ) الله شما را امداد کرد گرچه تعداد شما در مقابل دشمن خیلی کم بود.

در سور ماقبل (مائده ، انعام و اعراف) بیان توحید شد الان گفته می شود که کفار مسلمین را اذیت و آزار می کنند کمر ببندید و در مقابل آنها بجنگید (وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ) بجنگید با این دشمنان توحید وحق تا باقی نماند اهل شرکی و برای الله بندگی تمام بشود.

در سوره توبه آمد: (فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ ) تا کی بجنگیم تا کی جهاد کنیم؟ الله فرمود: با مشرکین و کفار بجنگید اگر نماز قائم کردند و زکات دادند یعنی ایمان آوردند آنگاه آنها را رها کنید. انتهای جهاد تا زمانی باید باشد که آنها ایمان بیاورند ، نماز بخوانند ، زکات دهند و اصول و فروع اسلام را بپذیرند.

تا وجود کفر است و تا وجود یهود ، نصارا و مشرکین هستند امت اسلام را الله تعالی دستور داده تا آماده باشند و با آنها بجنگند.

خداوند می فرماید: (وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ) اگر شما جهاد نکنید بدانید که من شما را از صفحه دنیا می برم و گروه دیگری را می آورم تا آنها در راه خدا جهاد کنند.

اینقدر امر جهاد برای امت حیاتی و مهم است و همه باید برای جهاد آماده باشند.

الله می فرماید: (یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأَنفَالِ) شما که جهاد کنید من شما را فاتح می گردانم. غنائم به شما می دهم و ثروت به شما بر می گردد. همانطور که در میدان بدر ۷۰ نفر به درک واصل شد و ۷۰ نفر را اسیر کردید و تمام ثروت مشرکین مکه را تصرف کردید.

حال که اولین غزوه آنها بود گفتند این غنائم را چکار کنیم؟ الله فرمود: (یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ) بگویید که اختیار غنیمت در دست الله و رسول است. یعنی خمس زکات و خمس انفال برای تعمیر خانه کعبه و مساجد الهی و چهار حصه دیگر برای مجاهدین است که پیغمبر اختیار دارد آنها را تقسیم کند.

برای اسب سواران دو سهم است و برای آنهایی که پیاده به جهاد بروند یک سهم از غنائم است.

سوره انفال بیان اولین غزوه پیغمبر بدر است و در سوره توبه که امشب خوانده شد آخرین غزوه رسول الله صلی الله علیه و سلم غزوه تبوک را بیان می کند.

(إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا) دو جماعت از صحابه از غروه تبوک ماندند یک جماعت ابولبابه و دوم جماعت کعب بن مالک ، امشب این بحث آمد که منافقین نزد رسول الله آمدند و اجازه طلب کردند و اظهار عذر کردند الله فرمود: این منافقین هستند که می آیند عذر جلو میکنند و اجازه می خواهند صحابه اجازه نگرفتند.

صحابه آنها بودند که یکی از آنها آمد نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم و طبق یک تفسیری گفت: ای پیغمبر من کفش ندارم به من کفش بده تا با مجاهدین همراه شوم و طبق یک تفسیر دیگرگفت: ای رسول خدا من سواری ندارم به من سواری بده. حضرت فرمود: من نمی بینم آنچه که شما را بر آن سوار کنم. آن صحابه برگشت و اشک هایش سرازیر شدند.

 لذا دو گروه دیگر از صحابه یکی جماعت ابولبابه و دیگر کعب بن مالک اینها بدون عذر ماندند.

جماعت ابولبابه وقتی پیغمبر از تبوک برگشتند آنها خودشان را به ستون های مسجد پیغمبر زندان کردند و بستند و گفتند: که ما لایق نیستیم که اینطور آزاد و راحت باشیم مگر پیغمبر ما را آزاد کند.

پیغمبر صلی الله علیه و سلم آمد و فرمود: توبه شما قبول شده اینها را آزاد کنید اما حضرت کعب بن مالک و مراره بن ربیع و هلال بن امیه این سه نفر از جهاد ماندند.

کعب بن مالک گفت: من حرفهایی نزد رسول الله بگویم همینطور که دیگران گفتند و بعضی به او گفتند برو معاذالله یه دروغی بگو و پیغمبر را راضی کن ،حضرت کعب می فرماید: من فکر کردم اگر الان به پیغمبر دروغی بگویم و او از من راضی شود اما الله پیغمبر را خبر دهد که من خلاف واقعیت را گفتم آنگاه پیغمبر برای همیشه از من ناراض می شود.

کعب آمد نزد پیغمبر و گفت: یا رسول الله من سواری داشتم و مشکلی نداشتم و هیچ چیزی مانع نبود اما شما که حرکت کردید من این خیال را کردم که سواریم تیزرو هست و شما که خارج شوید بعد من حرکت کنم شما را در وسط راه می رسانم اما وقتی شما رفتید من گفتم نمیتوانم شما را برسانم همینطور شیطان مرا از شما عقب گرداند و لذا من هیچ عذری نداشتم.

آن حضرت صلی الله علیه و سلم او و همراه هان او را گفت بروید کسی با شما حق ندارد سلام و علیک و صحبت کند. آنگاه آنها رفتند و تا ۴۰ روز دومرتبه پیغمبر اعلام کرد که همسران شما هم باید با شما صحبت نکنند.

قرآن می فرماید: (إِذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ) زمین و آسمان بر اینها تنگ شد تا اینکه بعد از ۵۰ روز توبه اینها را الله قبول کرد.

وَعَلَى الثَّلاَثَهِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَیْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ [التوبه : ۱۱۸] این آیه نصف شب نازل شد حضرت پیغمبر در منزل ام سلمه بود و حضرت گفت: توبه اینها قبول شد ام سلمه گفت : من آنها را خبر کنم؟ حضرت فرمود: خبر نکن که شهر مدینه آشوب می شود.

پیغمبر صلی الله علیه و سلم نماز فجر را خواندند و اعلان کردند که توبه این سه نفر را الله قبول کرد. یک نفر دوید به بالای کوه رفت و یکی اسبی را سوار شد و به سوی کعب اسب را دواند. اما آنکه بر سر کوه رسید صدا کرد یا کعب؟ من تو را بشارت می دهم که الله ذوالجلال توبه تو را قبول کرد.

حضرت کعب لباس هایی که بر تن داشت بیرون کرد و به او اعلام داد و گفت: برایم لباس دیگری بیاورید.

خداوند چنان خوشی به اینها داد و این آیه نازل شد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ [التوبه : ۱۱۹] ای کسانی که ایمان آورده اید از الله بترسید و با صادقین همراه بشوید و حرف راست بگویید.

بنابراین فقط این چند نفر از جهاد عقب ماندند و جریان آنها به این صورت بود. الله می فرماید: کسی که راست بگوید و صادق باشد الله او را کامیاب می کند.

لهذا درسی که به ما داده می شود ۱- این است که مسلمان همیشه با جان و مال برای جهاد فی سبیل الله آماده باشد ۲- صداقت داشته باشید و دوچهره ای و دورویی و دوزبانی صفت منافقین است. هر کسی دروغ بگوید و به ظاهر چیز دیگر  و در دلش چیز دیگر باشد او منافق است و منافق در دنیا و آخرت خار و ذلیل است و مومن در دنیا و آخرت صاحب عزت ، کرامت و ارزش است.

📖📚📘 ترجمه و تفسیر: شیخ القرآن مولانا محمد عثمان حفظه الله تعالی

🌙🌙🌙

 الخلیل آنلاین :

www.alkhalilonline.com

کانال تلگرام الخلیل آنلاین و شیخ القرآن مولانا محمد عثمان :

http://t.me/alkhalillonline

 http://t.me/molana_mohammadosman

 

درباره‌ الخليل آنلاين

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*